ورود | ثبت نام | صفحه اختصاصی نمایندگان کتابشهر
View Article Detail
گفتگوی سایت کتابشهر با صحتی سردرودی: پس از صفویه عوام گرایی سد راه پژوهشگران تاریخ عاشورا بود

تاريخ خبر :  12/10/1390 امتياز بده : ارسال به دوست تعدادمشاهده :  1638

حماسه عاشورا و نام و یاد اباعبدالله (ع) سلسله جنبان و شیپور بیدار باش همه قیام های شیعی در طول تاریخ است. در هر نقطه ای از تاریخ، شکل گیری جنبش های ملهم از این حماسه تاریخی، چنان هراسی در دل مستبدان زمان انداخته که آنها برای جلوگیری از شکل گیری چنین قیام هایی، تشکیلات عریض و طویلی را برای تحریف این واقعه و منحرف کردن جریان های منتقد حاکمیت به راه انداختند. نسل جوان ایرانی که پس از مشروطه در پی بازیابی و احیای هویت تاریخی خود است، باید چهره حقیقی عاشورا را از این تحریفات و آلودگی ها بپیراید. حجت الاسلام و المسلمین محمد صحتی سردرودی از جوانترین و جدیترین پژوهشگرانی است که سالهاست در حوزه تحریف شناسی عاشورا فعالیت می کند.

حاصل این فعالیت ها کتاب عاشورا پژوهی با رویکردی به تحریف شناسی تاریخ امام  حسین (ع) است که انتشارات خادم الرضا به چاپ چهارم رسیده، سیمای کربلا ، حریم حریت ، چهل حدیث کربلا ، شهید فاتح در آیینه اندیشه، مقتل الحسین (ع) به روایت شیخ صدوق و تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین (ع) از دیگر آثار این نویسنده است. در گفتگویی با این پژوهشگر تاریخ اسلام به بررسی زندگی ایشان و تحریف و انواع آن در واقعه عاشورا و چگونگی بازشناسی حقیقت قیام اباعبدالله الحسین (ع) که محور اغلب پژوهش های صحتی سردرودی بوده است، پرداخته ایم: 

در ابتدای گفتگوی کتابشهر از وی خواستیم تا درباره زندگی خود برایمان بگویند که این مطلب از زبان خود ایشان نقل شده است:

بنده در سال سال ۱۳۴۳ ه.ش در سردرود تبریز زاده شدم. از هفت سالگی همراه با آموزش رسمی، قرائت قرآن، آداب و اخلاق را از دانشوران دینی سردرود و بیش از همه از محضر محمد تقی محمدی و میرزا مجید قنادی که روزانه درس ترجمه قرآن داشتند یاد گرفتم.

سال ۵۶ ه.ش هنگام تعطیلات نوروزی به قم آمدم تا در دار التبلیغ اسم‌نویسی کرده و مشغول تحصیل دروس حوزوی شدم، اما چون خرد سال بودم و سال تحصیلی هم رو به پایان، به تبریز بازگشتم تا یکی دو سال در آنجا ادامه تحصیل دهم.

در تبریز و بناب «مقدمات» و اندکی از «سطح» را نزد اساتید فرا گرفتم و با نهج‌البلاغه انس و الفت یافتم.بدین واسطه، کم کم عاشق نهج البلاغه شد م و در صدد بودم تا چنان که بایسته است با نهج البلاغه آشنا شوم.

لذا با همین آرزو در سال ۱۳۶۹ ه.ش به قم هجرت کردم. اما در آن زمان نهج‌البلاغه در قم تدریس نمی‌شد. پس در کلاس‌های مختلف حاضر شدم و بعد از اتمام «سطح» در محضر حضرات پایانی و اعتمادی، مدت سه سال از درس «اصول» مکارم شیرازی و اندکی از درس «فقه» میرزا جواد تبریزی و... بهره‌مند شدم.

بیش از پنج سال در درس تفسیر آقای جوادی آملی و یک سال در درس استاد حسن‌زاده آملی که در مسجد معصومیه کتاب «مصباح الانس» را شرح می‌داد شرکت جستم.

از نوجوانی گاه گاهی شعر می‌سرودم و هنگامی که در تبریز بودم، به طور مرتب در جلسات هفتگی انجمن ادبی شهریار، و دیگر انجمن‌ها شرکت می‌کردم و شعر می‌سرودم.

از دهه‌ هفتاد به صورت جدی وارد عرصه‌ی عاشوراپژوهی شدم؛ نخست شناخت‌نامه‌ای از نخستین نویسنده‌ی تحریف‌شناس و منتقد مداحان و روضه‌خوانان تدارک دیدم.

در ادامه به ترسیم سیمای کربلا در حلقه‌ی حماسه‌ها پرداختم و تکمیل آن را با ترجمه‌ی چهل حدیث و نشان دادن تحریفی تأثیرگذار در متن زیارت عاشورا پی گرفتم.

این سه کتاب در سال ۱۳۷۲ با عنوان‌های «محدث نوری، روایت نور»، «سیمای کربلا، حریم حرّیت»، «چهل حدیث کربلا به ضمیمه‌ی زیارت عاشورا» منتشر شد.

در گام‌های بعدی نیز با رویکردی به تحریف‌شناسی عاشورا به شناسایی دو شاعر عاشورایی و مادح مقبول از سده‌ اول و دوم هجری دست یازیدم و برای نخستین بار، زندگی‌نامه و کارنامه‌ی هرکدام از آن دو را به رشته تحریر درآوردم که با عنوان‌های «کمیت اسدی، حدیث حرّیت» و «سید حمیری، سالار شاعران» منتشر شدند.

ازسال ۱۳۷۴ همّ و غم خویش را مصروف عاشوراپژوهی کردم که حاصل نخستین آن، کتابی بود با نام «تحریف‌شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین(ع)». تا این که انتقاد یکی از محققان، مرا را بر آن داشت که علاوه بر شناسایی تحریفات، نکات تاریخی و گنجینه‌های نهان تاریخ عاشورا را از دل تاریخ بیرون بکشم و عرضه نمایم.

لذا در کنار انتشار دو کتاب «شهید فاتح در آینه‌ی اندیشه» و «عاشورا عشقینده» به زبان ترکی، نیز انتشار مقالات گوناگون؛ به تألیف و تحقیق «مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق» توفیق یافتم که سال 88 منتشر شد.

سه مقاله با عنوان‌های «کتاب‌شناسی توصیفی ـ انتقادی پیرامون تحریف‌های عاشورا»، «بازخوانی فرهنگ عاشورا» و «عاشورا در هاشمیات»، در جشنوارة مطبوعات در رشته‌ی مقاله با گرایش معارف اسلامی شایسته‌ رتبه‌ نخست شدم.

 

 

 

_ پیشینه تحریف در تاریخ عاشورا به چه زمانی باز می گردد و چه گروهی بیشترین نقش را در این تحریفات داشتند؟

 

اولین تحریف کنندگان عاشورا راویان اموی و مورخان حکومتی بودند. هر حکومت مستبدی برای جنایات خود سالها بستر سازی می کند، حکومت بنی امیه نیز برای  به شهادت رساندن امام حسین (ع) به پوشش تبلیغی گسترده ای نیاز داشت. بنابراین بستر سازی برای این جنایات را پیش از عاشورا یعنی از زمان جنگ صفین شروع کردند. آنها با به کار گرفتن روایان وابسته و مورخان حکومتی، به تحریف حقایق تاریخی و جعل احادیث پرداختند. آنها از اسلام خلافتی حمایت می کردند، چرا که بقا و تداوم خلافت را در وجود یزید که منافع آنها را تامین می کرد، می دیدند. این رویه، پس از یزید در دوران سایر خلفای اموی به همان قوت ادامه یافت. این وضع اسفناک منحصر دوران بنی امیه نبود، بلکه در عصر بنی عباس، گاهی بدتر از این هم بود، تا آنجا که تنها به دستور متوکل عباسی 17 بار قبر مطهر امام حسین تخریب و با خاک یکسان شد. و روشن است که این ویرانگری ها در قبر سیدالشهداء خلاصه نمی شد، بلکه هرچیزی که کوچک ترین نسبتی با ایشان داشت و یاد آن حضرت را در دلها زنده  می کرد، در معرض تحریف بود،  در طول قرنهای متمادی نام و یاد امام حسین در کالبد انسان های ستمدیده، روح حماسه و عزت می دمید  و روح ذلت ناپذیری را که در نهاد انسان ها نهفته است، بیدار می ساخت و این، خطرناک ترین چیزی است که همه ستمگران از آن هراس دارند. اگر در طول تاریخ، همه ستمگران را در هر زمان و مکانی در صف مخالف عاشورا می بینیم، از همین باب است که عاشوراهمیشه حماسه ساز و قیام آفرین است. براساس همین اعتقاد غلط و بنیان کن است تحریف عاشورا قرنها تداوم پیدا می کند. راویان و حامیان اسلام خلافتی نسل به نسل از پیشینیان خود پیروی می کنند و سلفی مسلکان و وهابیان با این که می دانند حقایق عاشورا تحریف شده، باز بر همان تحریف ها تاکید می ورزند. 

 

 

 

_ شما در کتاب هایی که نوشتید تاریخ نویسان برجسته جهان اسلام از جمله ابن خلدون و محمد جریر طبری را نیز از کسانی برشمردید که در تحریف عاشورا دست داشتند، چه استدلالی برای این اثبات این نظر دارید؟

 

پس از سقوط حکومت امویان بازماندگان آنها به دورترین نقطه در غرب جهان اسلام روی آوردند و در اندلس اسپانیا حکومت امویان اندلس را پایه گذاری کردند. آنها در این قلمرو نیز بیکار ننشستند و همگام با عباسیان تبلیغات گسترده ای را برای تنزیه چهره امویان و تحریف احادیث اهل بیت بویژه امام حسین به راه انداختند، نتیجه این اقدامات موجب شد تا قرنها این ناحیه پایگاه مهمی برای تحریف عاشورا باشد. در این دوران دانشمندان برجسته ای مثل ابن خلدون، پدرعلم جامعه شناسی، به تحریف این وقایع پرداختند. ابن خلدون در مقدمه تاریخ معروفش، روایتی سراسر تحریف شده از حماسه عاشورا به دست می دهد، وی حتی معاویه را هم از زمره خلفای راشدین می شمارد و در دفاع از وی قلم فرسایی می کند. با این همه، وی که اصل را در تاریخش بر تنزیه معاویه قرار داده است، می خواهد هر طوری که شده، برای جنایت بزرگ معاویه مصلحت اجتماعی و مردمی دست و پا کند. وی پس از آن که چندین صفحه در ستایش و ایمان و عدالت خلفای بنی امیه می نویسد و معاویه را در انتقال سلطنت به فرزندش، محق می شمرد، درباره فسق و فجور علنی یزید سکوت می کند و برای این که خود را از این محذوریت رها کند، می نویسد: «در اینجا هم حسین شهید شد و ماجور است. بر حق بود و با اجتهاد عمل کرد و هم صحابه ای که با یزید بودند باز بر حق بودند و به اجتهاد خود عمل کردند و ابن عربی در کتاب «العواصم و القواصم » به اشتباه گفته «حسین به شرع جدش کشته شد»». ابن خلدون در اینجا دچار تناقض گویی شده، چرا که در سطر اول گفته که کار هیچ یک جایز و روا نبود و بلا فاصله در سطر دوم هردو را با اجتهاد و بحق دانسته است. تناقض دیگر این که هم امام حسین و هم یزید را بر حق خوانده است. نوشته های وی چیزی جز ترجمه آثار دیگران نیست، البته تاریخ نگارانی مانند طبری، ابن اثیر و ابن کثیر نیز کمتر از ابن خلدون در حق عاشورا ستم روا نداشته اند، اما آنها ماهرانه تر عمل کردهند و مثل ابن خلدون با جسارت و صراحت سخن نگفته اند و سعی کردند، با فریبکاری بسیاری را مجذوب نوشته های خود سازند. طوریکه حتی زمانیکه پژوهشگران شیعی زمانیکه می خواهند، در باره عاشورا بنویسند، اغلب به "تاریخ طبری" و آثار ابن اثیر رجوع می کنند.

 

 

 

_ تحریف هایی که از آغاز تاکنون در تاریخ عاشورا وارد شده، به چند دسته تقسیم می شوند؟

 

 تحریف انواع گوناگون و اقسام مختلفی دارد که تحریف از سر عمد و تحریف از سر بی‌مبالاتی و جهل از جمله آنهاست، به عبارتی برخی تحریف‌ها پیرامون عاشورا از روی غرض ورزی و با هدف بهره‌برداری سیاسی و جناحی صورت گرفته  و گاهی نیز تحریف از سر جهل است، برخی شعارهای ساختگی و کاملاً تحریف شده مثل «عملیات انتحاری» و یا «جهاد استشهادی» که به عاشورا نسبت داده می‌شود و جز دیوانگی، نامی ندارد، مصداق بارز این نوع تحریف است که  حاصلی جز بهانه دادن به دست دشمن ندارد. غافل از اینکه این  شعارهای بی اساس در میان مسلمانان جایگاهی ندارد و با عقاید و شیعیان کاملاً در تضاد و تعارض است و  ‌آنان هرگز از این آیه قرآن که می‌فرماید «لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه» غافل نیستند و اقدام بزرگ امام حسین(ع) را هرگز «جهاد استشهادی» نمی‌دانند که آن را کاملاً‌ دفاعی و مظلومانه می‌ خوانند. ایشان در همه مراحل زندگانی با برکتشان حتی در روز عاشورا از جنگ اجتناب می کرد و تا آخرین نفس مبارکش، برای هدایت انسانها می‌کوشید و رفتار و کردارش چنان بود که اشخاص بزرگی چون حربن یزید ریاحی را شیفته خود ساخت و آنها را از قعر ذلت به اوج عزت و مقام شهادت کشانید.

 

 

 

_ تاکنون به تحریف کنندگانی اشاره کردید که خارج از گروه های شیعی بودند، آیا در میان نحله های مختلف شیعی نیز گروههایی یافت می شوند که به تحریف تاریخی عاشورا دست بزنند؟

 

بله ! متاسفانه مخرب‌ترین تحریف ها، در برداشت‌های ایدئولوژیکی دیده می‌شود. پس از شهادت امام حسین شیعه در عین حال که از حاشیه به متن آمد، اما با فاصله اندکی دو شاخه شد. یک شاخه که کاملا به رسول خدا(ص) و اهل بیت (ع) پایبند بودند و مبانی اندیشه اصیل اسلامی را ترویج می کردند و شاخه دوم که با مختار ثقفی و کیسانیه شروع شد و با زیدیه تداوم پیدا کرد، جریان انحرافی بود که پیوسته دنبال خشونت و قتل بود. علاوه بر اینها، یکی از تحریفاتی که در مسأله عاشورا زیاد به چشم می‌خورد، اشعاری است که معمولاً به صورت حدیث درآمده است. سخنی که می‌گوید: «ان الحیاه‌ عقیده و جهاد» حدیث یا روایت نیست بلکه مصرعی از یک شعر عربی است که صورت کامل آن چنین است:« قف دون رأیک فی الحیاه مجاهداً / ان الحیاه عقیده و جهاد»  و معنای مقبولی نیز ندارد زیرا که زندگی فقط عقیده و جهاد نیست که ایمان برتر از عقیده حتی برتر از دین است و صلح، بهتر از جنگ و جهاد است که قرآن با صراحت می‌گوید: «والصلح خیر» یعنی صلح برتر است. «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» هم سخنی است جعلی و انحرافی که در تعقیب همان انحراف بزرگ (از کیسانیه و ثقفیان تا زیدی‌گری و زیدیان) تدارک دیده شده است که به دروغ و افتراء به برخی از امامان شیعه بسته شده است و هرگز سند معتبری ندارد.

 _ منابعی که درباره تاریخ کربلا  نوشته شده تا چه حد ما را در شناخت حقیقت ماجرا یاری می کند؟

 

 

 

 اگر بخواهیم منابع نسبتاً صحیح را معرفی کنیم می توان از «مقتل الحسین به روایت شیخ صدوق» اشاره کرد که شامل دویست و اندی حدیث از زبان ائمه(ع) است و به عبارت دیگر می توان گفت عاشورا به روایت چهارده معصوم است، این کتاب که من آن را چند قرن پیش از لهوف سیدبن طاووس نوشته شده و شیخ صدوق با سه چهار واسطه، اخبار را از کسانی نقل می کند که عاشورا را دیده اند و من معتبرترین کتاب را مقتل شیخ صدوق می دانم و سپس روایت ابومخنف از عاشورا است که قسمت هایی از آن در تاریخ طبری آمده است و دیگر کتاب لهوف سیدبن طاووس است و برای مطالعه عموم مردم، کتاب پیشوای شهیدان از مرحوم آیت الله سیدرضا صدر توصیه می شود.

 

 

 

 

_ با توجه به اینکه پس از صفویه شیعه به عنوان مذهب رسمی اعلام شد، چرا تاکنون آثار قابل توجهی در این زمینه منتشر نشد؟

 

متاسفانه پس از صفویه بحث درباره تاریخ عاشورا عوام گرایانه شد و کار از دست نخبگان و متخصصان خارج شد. پس از این تاریخ این عوام بودند که سدراه پژوهشگران بودند. حاکمان نیز از جمله ناصرالدین شاه که بزرگترین تکیه را ساخت، می خواستند فرهنگ عاشورا را تصاحب کنند و آنطور که می خواهند ترویج کنند. آنها اشخاصی را به عنوان شاعر و مداح استخدام کرده بودند که مقاصد آنها را تامین می کرد. امروز تلاش های زیادی در این زمینه صورت گرفته اما این تحقیقات روشمند و نظام مند نیست. من چند سال پیش پژوهشی را تحت عنوان «اصول و مبانی تحقیق در تاریخ امام حسین» انجام دادم که متاسفانه دو سال است در دست ناشر مانده و در تعجبم که چرا چاپ نمی شود.

  برای پیرایش چهره عاشورا از تحریفات و نمایاندن حقیقت قیام اباعبدالله و یاران وفادارش به نسل های امروز چه راهکارهای وجود دارد؟

  _ باید محکمات عاشورا از تحریفات آن مشخص شود. الحمدلله تا حدودی این کار شده اما برای این که این کار با دقت کامل تری پیش رود و در آینده تحریفات جدیدی تولید نشود پیشنهادات متعددی می توان ارائه داد،  بهترین پیشنهاد این است که به جای مخاطب قراردادن مداحان برای تحریف زدایی، به سراغ نویسندگان و محققان برویم. در طول پژوهش هایم درباره کتاب شناسی عاشورا به این نتیجه رسیده ام که بیشتر کتابهای تالیف شده درباره عاشورا، علمی نیستند و شرایط تالیف و پیش شرطهای تحقیق را ندارند. درد ما این است که نه تنها در عاشورا پژوهی بلکه در زمینه های دیگر هم کارها، تخصصی پیش نمی روند. هرکسی که چند سالی در زمینه ای تحقیقی کرده اما تخصصش ربطی به عاشورا ندارد، و درک درستی از عاشورا نیز ندارد تنها به دلیل درخواست ناشری در این زمینه کتاب می نویسد. این گونه دکان درست کردن موجب ازدیاد تحریفات می شود به گونه ای که پ کتابهایی درباره امام حسین(ع) منتشر می شود که حتی ارزش یک بار خواندن هم ندارد. باید کارها تخصصی شود و پژوهشگرانی با احتیاط قلم و بدون استناد به مشهورات بنویسند. اما درخصوص راهکارها و اقدامات لازم برای پالایش عاشورا از تحریفات یک راه کار تاسیس موسساتی برای عاشوراپژوهی است که می توانند پژوهشگران را گردهم آورده و تشویق به پژوهش در این زمینه کنند.

گفتنی است، «محدث نوری، روایت نور» ، به زبان اردو نیز ترجمه و منتشر شده است، «کمیت اسدی» ، حدیث حریت»، «سیمای کربلا، حریم حریت»، «سید حمیری، سالار شاعران»، «چهل حدیث جوان و نوجوان»، «چهل حدیث کربلا»، «چهل حدیث شعر«، «سیمای سامرا، سینای سه موسی»، «نماز ابرار (مجموعه داستان)»، «آقا بزرگ تهرانی، اقیانوس پژوهش»، «محقق شوشتری، قاموس پژوهش»، «غروی اصفهانی، نابغه نجف»، «سیمای دمشق، آستان زینب»، «سیمای مدینه، شهر پیامر(ص)»، «چهل چراغ هدایت (علم)»، «تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین(ع)»، «شهید فاتح در آیینه اندیشه»، «غدیریه‌های فارسی از سده چهارم تا چهاردهم»، «مقتل الحسین(ع) به روایت شیخ صدوق»، «عاشورا عشقینده (مجموعه شعر و مراثی به زبان آذری)»، «عاشورا پژوهی با رویکردی به تحریف‌شناسی تاریخ امام حسین(ع)» از آثار این پژوهشگر برجسته است.



     

بازگشت 

كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت كتابشهر ايران مي‌باشد