ورود | ثبت نام | صفحه اختصاصی نمایندگان کتابشهر
View Article Detail
این چهار رمان موراکامی به انتخاب روزنامه هندی

تاريخ خبر :  7/5/1397 امتياز بده : ارسال به دوست تعدادمشاهده :  36

روزنامه هندوستان تایمز اعتقاد دارد این رمان‌ها بهترین آثار موراکامی هستند که هر کس باید یک مرتبه در زندگی آنها را بخواند.

 

 

به گزارش کتابشهر به نقل از هندوستان تایمز، هاروکی موراکامی نویسنده ژاپنی ساکن شهر لندن تا کنون جایزه نوبل ادبیات را نبرده است ولی خیلی‌ها اعتقاد دارند که هر سال جدیدی که می‌آید آکادمی سوئدی باید نوشته‌های او را دوباره بخوانند. موراکامی هرچند سال‌ها در کشورهای غربی زندگی کرده ولی هیچ وقت سرزمین مادری‌اش را فراموش نکرده و بیشتر داستان‌هایش در ژاپن اتفاق می‌افتند. داستان‌هایش سرشار از مفاهیم فرهنگ کشور خود و به‌طور کلی شرق است. چنان‌که این همه خرق عادت و رفتن به فراسوی واقعیت یک پایش بی هیچ تردیدی در «هزار و یک شب» است و پای دیگرش در افسانه‌های سامورایی و حضور روح در زندگی. روزنامه هندی اعتقاد دارد این چهار کتاب بهترین آثار موراکامی هستند:


 
دلدار اسپوتنیک
داستان از زبان معلمی جوان روایت می‌شود که در داستان تنها نام «K» به او داده شده است. این داستان شبیه عاشقانه‌های مردم سرزمین شرق است که در کشورهای غربی با سبک زندگی این سرزمین غریبه هستند. شخصیت زن داستان، سمیره نام دارد که با زن دیگری به نام «میو» آشنا می‌شود که در زندگی مشترک آنها آداب و سبک زندگی شرقی را فراموش می‌کند ولی بعد از مدتی اتفاقات دیگری می افتد.
 


مردان بدون زنان 
مجموعه داستان کوتاه  در سال ۲۰۱۴ به زبان ژاپنی منتشر شد و نسخه انگلیسی ‌زبان آن نیز در همان سال از سوی انتشارات «کی‌ناف» به چاپ رسید. یکی از داستان‌ها با عنوان مردان بدون زنان چاپ شده که از تلفن نیمه شب آغاز می‌شود که خبر خودکشی همسر قهرمان اصلی را دارد. در این داستان نیز راوی داستان با نام اختصاری « M» یاد شده است.
 


 
چوب نروژی
بعضی از مترجمان عنوان جنگل نروژی برای این کتاب استفاده کرده‌اند. این رمان برای اولین بار در سال 1987 در کشور ژاپن منتشر شد. مضمون عاشقانه و پیچیده داستان باعث شده این رمان یکی از بحث برانگیزترین داستان‌های موراکامی شود. موراکامی در بخشی از داستان می‌نویسد: «اگر ذهنم را آرام کنم، از هم فرو می‌پاشم. همیشه این گونه زندگی کرده‌ام و این تنها راهی است که برای ادامه زندگی بلدم. اگر برای یک ثانیه آرام بگیرم، دیگر هرگز نمی‌توانم راهم را پیدا کنم. تکه‌تکه می‌شوم و تکه‌هایم را باد با خود خواهد برد
 


کافکا در ساحل 
این رمان اولین بار در سال ۲۰۰۲ به ژاپنی و در سال ۲۰۰۵ به انگلیسی و در سال ۱۳۸۶ به فارسی منتشر شد. این رمان داستان دو شخصیت متفاوت است که در موازات هم حرکت می‌کنند: کافکا که پسری ۱۵ ساله‌است و به علت یک پیشگویی عجیب از خانه فرار می‌کند و آقای ناکاتا پیرمرد آرام و مهربان و عجیبی که به علت اتفاقی شگفت‌انگیز در بچگی دچار نوعی عقب ماندگی ذهنی شده‌است اما حاصل این حادثه به دست آوردن توانایی صحبت با گربه هاست.

 

 


     

بازگشت 

كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت كتابشهر ايران مي‌باشد